خنده ها و اخم های هانی (دوسال و یک ماه )



مامان بترس

حالا بخند

وای که از خجالت آب شدم 
مامان کی اومدی توی حموم ![]()
کی این عکسها رو گرفتی 
بقیه عکسها توی ادامه مطلبه تازه 



مامان بترس

حالا بخند

بازم بترس

حالا بخند 
هر بار که من این اداها رو در میارم مامانی مجبوره که بترسه
و به جاش بخنده ![]()

نه دیگه این ده تن هم گنجایش منو نداره و باید عوضش کنم

ببینم این شکلی میشه سوار شد![]()
فایده نداره باید ماشینمو عوض کتم 

خاله شیدا عاشقتم 

وقتایی که خاله شیدا کنارمه من اون روز این شکلیم
خاله شیدا کلاس اول دبستانه و روزای تعطیل میاد خونمون و بهم درس میده 

ولی بنده خدا از دستم خواب نداره؛ساعت یکه شبه و من نشستم وسطشون و نمیزارم بخوابن

وای که از خجالت آب شدم 

مامان کی اومدی توی حموم ![]()

کی این عکسها رو گرفتی 





بعد از یه دوش گرم
نوبت به لا لا میرسه

خوابم میاد ولی من که به این راحتی خوابم نمیبره 

سرمای سرد ساعت 6صبح بیدارم 
اینم چهره ی من وقتی که مامانی رو میبینم داره آماده میشه بره سرکار ![]()



خنده ها و اخم های هانی (دوسال و یک ماه )
